جرح و تعدیل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرح و تعدیل کردن . [ ج َ ح ُ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مخدوش ساختن عدالت گواه یا عادل شمردن او. ◄ نسبت ضعف روایت به کسی دادن یا عادل شمردن او. ◄ تصحیح کردن نوشته ای . اصلاح کردن کتابی از حیث الفاظ و معانی و فصاحت و بلاغت . (یادداشت مؤلف ). ◄ مجازاً؛ متناسب و جورکردن چیزها با یکدیگر. لیکن این اراده ٔ ثانوی و مجازی است چه جرح به معنی مخدوش کردن قوه ٔ عدالت و تعدیل عادل شمردن کسی است . (یادداشت مؤلف ).