جرجرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرجرای . [ ج َ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب است به جرجرایا که شهری از توابع نهروان است . (از معجم البلدان ). منسوب بدین کلمه در الاعلام زرکلی جرجرائی ضبط شده است و ظاهراً در رسم خط قدیم جرجرائی گاه به صورت : جرجرأی نوشته می شده و بعداً همزه آن هم می افتاده .
جرجرای . [ ج َ ج َ ] (اِخ ) عصابة... نام وی ابراهیم بن بادام بود. او را حکایت و اخبار و دیوان شعری است و عون بن محمد کندی از او روایت کند. (از معجم البلدان ).
جرجرای . [ ] (اِخ ) شهرکی است آبادان و بانعمت بعراق بر مشرق دجله . (از حدود العالم ). این موضع در معجم البلدان و تجارب الامم جرجرایا ضبط شده است رجوع به جرجرایا و کتابهای فوق شود.