جرجرایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرجرایی . [ ] (اِخ ) علی بن احمد مکنی به ابوالقاسم . از وزرای هوشمند بود. وی به جرجرایا در سواد عراق بدنیا آمد و در مصر سکونت کرد و در زمان الحاکم فاطمی شکایات فراوانی از او شد و به همین جهت گرفتار گردید و در ٤٠٣ هَ . ق . به بند افتاد پس رها شد بعدها در سال ٤٠٦ متصدی دیوان نفقات شد و به سال ٤٠٧ هَ . ق . لقب نجیب الدوله یافت و در سال ٤١٨ هَ . ق . خلیفه الظاهر فاطمی او را به وزارت برگزید و المستنصر نیز او را به همان مقام ابقا کرد و بر مکانت او بیفزود و در همین مقام تا زمان مرگ باقی بود و کفایت و شهامت بسزایی داشت . وی بسال ٤٣٦ هَ . ق . برابر سال ١٠٤٥ م . درگذشت . (از اعلام زرکلی چ جدید ج ٥ ص ٥٨).