جرجانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن علی بن زهیرقرشی مکنی به ابوسعید. راوی بود و از پدر خود و از سعدان بن نصر و احمدبن منصور رمادی روایت کرد و ابوبکر اسماعیلی و ابواحمدبن عدی و جزآن دو از او روایت دارند. وی بسال ٣١٦ هَ . ق . در گذشت . (از تاریخ جرجان ابوالقاسم سهمی ص ٢١٦).
جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) موسی بن عیسی بن احمدً نجار قاضی مکنی به ابوعمران . راوی بود و از هیثم بن خالد و ابومسلم کجی و جز آن دو روایت کرد و ابن عدی از او روایت داشت . (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص ٤٢٧).
جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) یحیی بن سعید مکنی به ابوزکریا. از فقها بود و کتابی در اصول فقه تصنیف کرد. (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص ٤٥٤).