جرثوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرثوم . [ ج ُ ] (ع اِ) اصل هر چیز. جُرثومَة. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). ◄ اصل و نجیب و دارای اصل استوار. (ناظم الاطباء).
جرثوم . [ ج ُ ](اِخ ) خشنی بن ناشر یا ناشم صحابی است یا آن جرهم است . (منتهی الارب ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.