جدول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ وَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- نهر کوچک.<BR>۲- جوی آب.<BR>۳- لبة جوی آب.۴ - مربعی شطرنجی که بر خانههای آن حرف یا عدد نویسند. ؛ ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را مینویسند. ؛ ~ ِ کلمات متقاطع جدولی که برای سرگرمی طررح ریزی میشود و باید خانههای آن را با کلمات مربوط به پاسخ سوالات مطرح شده تکمیل کرد.<BR>۵- طرح، نقشه.<BR>۶- نمودار.<br>