جحدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جحدم . [ ج َ دَ ] (اِخ ) غیرمنسوب و صحابی است . (از منتهی الارب ). او را با نبی اکرم (ص ) صحبتی بوده است . و روایت کند که رسول (ص ) گفت : «هرکس گوسفند خود را بدوشد و پیراهن و کفش خود را وصله کندو با نوکر خود غذا خورد و مایحتاج خود را خودش از بازار بخانه برد، از تکبر مبرا میگردد». ولی سند روایت ضعیف است . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.
جحدم . [ ج َ دَ ] (اِخ ) ابن فضالة الجهنی . ابن مندة از طریق فرزندان مترجم روایت کند که بخدمت رسول (ص ) رسید و حضرت در حق وی دعا کرد ولی در سند روایت اشخاص مجهولی وجود دارند. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.
جحدم .[ ج َ دَ ] (اِخ ) جذیمی . از طایفه ٔ بنی جذیمه است . اموی در المغازی از ابن اسحاق آرد: وی از مردم بنی جذیمه است که به اسلام درآمدند. واقدی گوید: او از کسانی است از بنی جذیمة که بدست خالدبن ولید بقتل رسیدند. ولی واقدی تنها کسی است که او را جزء کسانی که بقتل رسیده اند آورده است . (از الاصابة فی تمییز الصحابة).