جحام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جحام . [ ج َح ْ حا ] (ع ص ) بخیل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بخیل و زفت . (شرح قاموس ).
جحام . [ ج ُ ] (ع اِ) بیماریی که چشم را آماساند. (از اقرب الموارد) (بحر الجواهر). بیماریی است که چشم و سرهای سگان را آماساند و گاه بمردم عارض شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). درد چشم که چشم برآماسد از آن . (مهذب الاسماء).