جثمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جثمان . [ ج ُ ] (ع اِ) بدن و تن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تن . (منتهی الارب ). جسمان . جسم . شخص . کالبد. تن . (السامی ). کالبد تن و بالین . (مهذب الاسماء، نسخه ٔ خطی ). جسم . (اقرب الموارد). یقال : «جائنا بثرید مثل جثمان القطاة»؛ اَی مثل جسمها. و رأیت تمراً مثل جثمان الجزور. (از اقرب الموارد) : و اِن ْ یک جثمانی بارض سواکم فان ّ فؤادی عندک الدهر اجمع. (از اقرب الموارد). ◄ شخص . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ♦ جثمانیةالماء ؛ یعنی ذات آب، خود آب، وسط آب، محل اجتماع آن در گفته ٔ فرحیه : وباتت بجثمانیةالماء بینها. (از منتهی الارب ).
جثمان . [ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد سامانیان . رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ١ متن و حاشیه ٔ ص ٢١٦ شود.