جثالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جثالة. [ ج َ ل َ ] (ع مص ) جثیل گردیدن . ◄ انبوه و درهم شدن . (از منتهی الارب ). رجوع به جثل شود.
جثالة. [ ج ُ ل َ ] (ع ص، اِ) برگ افتاده از درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ انبوه و درهم شده یا سطبر کوتاه، یا سطبر سیاه از موی و گیاه یا سطبر کثیف در هم شده از هر چیزی . (آنندراج ).