جبین وار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین وار. [ ج َ ] (اِ مرکب ) بمانند جبین . چنانکه بر جبین بود. به اندازه ٔ یک جبین : محیط از شرم جودش زیر افلاک جبین واری عرق شد بر سر خاک . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین وار. [ ج َ ] (اِ مرکب ) بمانند جبین . چنانکه بر جبین بود. به اندازه ٔ یک جبین : محیط از شرم جودش زیر افلاک جبین واری عرق شد بر سر خاک . نظامی .