جبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبی . [ ج َب ْی ْ ] (ع مص ) فراهم آوردن آب در حوض . (از منتهی الارب ).
جبی . [ ج ِ با ] (ع اِ) رجوع به جِبا شود.
جبی . [ ج ِ با ] (ع مص ) بزور و خشونت و تهدید دریافت کردن چیزی را. (از دزی ). و رجوع به جبا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبی . [ ج َب ْی ْ ] (ع مص ) فراهم آوردن آب در حوض . (از منتهی الارب ).
جبی . [ ج ِ با ] (ع اِ) رجوع به جِبا شود.
جبی . [ ج ِ با ] (ع مص ) بزور و خشونت و تهدید دریافت کردن چیزی را. (از دزی ). و رجوع به جبا شود.