جبرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبرین . [ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) لغتی است در جبرئیل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به جبرئیل شود.
جبرین . [ ج ِ ] (اِخ ) بیت جبرین . قریه ای است بین بیت المقدس و عسقلان . (از معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ). ده بزرگی است در سرزمین فلسطین در بیت المقدس جنب مشهد ابراهیم خلیل . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
جبرین . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است بناحیه ٔ غزاز. ازآن ده است احمد نحوی مقری ابن هبةاﷲ. (از منتهی الارب ). جبرانی، منسوب به وی بر غیرقیاس . (از منتهی الارب ). یاقوت آرد: جَبرَین قورسطایا از قراء حلب در ناحیه غزازَ است . که آنرا جبرین شمالی هم نامند و برخلاف قیاس منسوب بدان را جبرانی گویند. (معجم البلدان ).