جبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبار. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) سُلمی یا سَلمی . رجوع به جباربن سلمی بن مالک شود و نیز رجوع به جباربن صخربن امیه شود.
جبار. [ج ِ ] (ع اِ) سه شنبه ... جُبار. رجوع به جُبار شود.
جبار. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) قریه ای از قرای یمن است . (از معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ).