جبارلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبارلو. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمه ٔ شهرستان ماکو. در بیست و پنجهزارگزی شمال خاوری شوسه ٔ سیه چشمه کلیسا کندی واقع شده و محلی کوهستانی و سردسیر و سالم است . و ٩٠ تن سکنه دارد. آب آن از نهر آغ بلاغ تأمین میشود و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و جوراب بافی است . و راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
جبارلو. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر. در پنجاه و یکهزارگزی شمال مشکین شهرو نه هزارگزی شوسه ٔ مشکین شهر واقع شده و محلی کوهستانی و معتدل است . پانزده تن سکنه دارد آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن ٠مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).