جبارآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبارآباد. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در ٦ الی ٧ هزارگزی خاور مرزبانی در کنار راه مالرو بولان واقع شده و محلی است سردسیر و ٨٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ محلی و چشمه سار تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوبات، تریاک، توتون، صیفی، لبنیات، میوه جات و قلمستان است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان بافت قالیچه، گلیم و جاجیم است . راه مالرو دارد و در فصل خشکی از طریق کولان میان رود اتومبیل میتوان برد. در دو محل بفاصله ٔ دو هزارگزی واقع شده و به علیا و سفلی مشهور و سکنه ٔ علیا ٥١٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
جبارآباد. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاه . و در ٢٤ هزارگزی شمال باختری صحنه یک هزارگزی خاور شوسه ٔ کرمانشاه سنقر واقع شده و محلی کوهستانی و سردسیر است، ١٢٥ تن سکنه دارد و آب آنجا از چشمه و رودخانه ٔ احمدآباد تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات، قلمستان، توتون و چغندر است و شغل اهالی زراعت است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).