جبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ بّ) [ ع. ]<BR>۱- (ص.)قاهر، ستمگر.۲ - مرد بلند قامت و قوی.<BR>۳- یکی از صفات خدای تعالی است.<BR>۴- نام یکی از صورتهای فلکی جنوبی، دو ستارة پُر نور آن ابط الجوزا و قدم الجبار میباشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ بّ) [ ع. ] ۱- (ص.)قاهر، ستمگر.۲ - مرد بلند قامت و قوی. ۳- یکی از صفات خدای تعالی است. ۴- نام یکی از صورتهای فلکی جنوبی، دو ستاره پُر نور آن ابط الجوزا و قدم الجبار میباشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبار. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) سُلمی یا سَلمی . رجوع به جباربن سلمی بن مالک شود و نیز رجوع به جباربن صخربن امیه شود.
جبار. [ج ِ ] (ع اِ) سه شنبه ... جُبار. رجوع به جُبار شود.
جبار. [ ج َب ْ با ] (اِخ ) قریه ای از قرای یمن است . (از معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ).
واژگان فارسی سره واژهدان
ستمگر، ستمکار، بیدادگر
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه