جبابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبابی . [ ج ِ بی ی ] (ع ص نسبی ) جبه فروش . (ناظم الاطباء).
جبابی . [ ج ِ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲ محدث، زیرا که جبه می فروخت . (ناظم الاطباء).
جبابی . [ ج ِ ] (اِخ ) احمدبن خالدبن یزید جبایی مکنی به ابوعمرو. ابوسعیدبن یونس در تاریخ مصر او را یاد کرده و گوید احمدبن خالد معروف به ابن الجباب اندلسی است و در قرطبه بسال ٣١٢ هَ .ق . درگذشته است .از اسحاق بن ابراهیم دبری و علی بن عبدالعزیز و جز این دو روایت کند. دارقطنی گوید: وی در اندلس حدیث میگفت و بسال ٣٢٢ هَ .ق . درگذشت . (از انساب سمعانی ).