جای فلان پیدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جای فلان پیدا. [ ی ِ ف ُ پ َ ] (جمله ٔ اسمیه ) این کلام در غیبت شخصی که حاضر نباشد و دل، حاضر بودنش خواهد، گویند. (بهارعجم ) (آنندراج ). برای کسی گویند که غایب باشد. (ناظم الاطباء). جای فلان خالی . جای فلان سبز. (بهار عجم ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و برای تیمن بیشتر جای فلان پیدا مستعمل است . (بهار عجم ) (آنندراج ) : بطرز تازه قسم یاد میکنم صائب که جای طالب آمل در اصفهان پیداست . صائب (از آنندراج ). زود رفتی ز در میکده بیرون فیاض از تو در مجلس این دردکشان جا پیداست . عبدالرزاق فیاض (از بهار عجم ) (آنندراج ). رجوع بجای فلان خالی و جای فلان پیدا شود.