جای داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جای داشتن . [ ت َ] (مص مرکب ) شایسته بودن . سزاوار بودن : دم شمشیر تو اعجاز مسیحا دارد خضر گر کشته ٔ تیغ تو شود جا دارد. (ارمغان آصفی ). ◄ ظرفیت داشتن . وسعت داشتن . گنجایش داشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جای داشتن . [ ت َ] (مص مرکب ) شایسته بودن . سزاوار بودن : دم شمشیر تو اعجاز مسیحا دارد خضر گر کشته ٔ تیغ تو شود جا دارد. (ارمغان آصفی ). ◄ ظرفیت داشتن . وسعت داشتن . گنجایش داشتن .