جاولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاولی . [ وُ ] (اِخ ) امیرعلم الدین سنجربن عبداﷲ. یکی از سرداران مصری که هزار تن تحت فرمان داشت . مسند شافعی را از ابن دانیال روایت کرد و شرحی بر آن نوشت که درآن شرح رافعی و شرح ابن الاثیر را با هم جمع کرد. و نیز کتاب الام شافعی را مرتب ساخت و عسجدی و ابن رافع از وی روایت کنند. در رمضان هفتصد و چهل و پنج درگذشت . (از حسن المحاضرة فی احوال المصر والقاهره ص ١٨٠).
جاولی . [ وُ ] (اِخ ) جلال الدولة اتابک . یکی از امرای عهد سلجوقی . رجوع به تاریخ گزیده ص ٤٤٧ و ٤٦٦ و ٤٦٧ و ٤٨١ و چاولی در این لغتنامه شود. در چاولی بنقل از بعض مآخذ لقب او فخرالدوله آمده .