جاوانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاوانیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) صدا کردن پرندگان و سگالیدن آنها در وقت ترس . ◄ دائمی بودن . ◄ تف انداختن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاوانیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) صدا کردن پرندگان و سگالیدن آنها در وقت ترس . ◄ دائمی بودن . ◄ تف انداختن . (ناظم الاطباء).