جاه طلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(طَ لَ) [ معر. ] (ص فا.) دوستدار مقام و درجه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(طَ لَ) [ معر. ] (ص فا.) دوستدار مقام و درجه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاه طلب . [ طَ ل َ ] (نف مرکب ) جاه طلب کننده . جاه جوی . مقام خواه . منصب جو. آنکه بهر کاری و هر چیزی برای رسیدن بمقام و منصب تن دردهد. رجوع به جاه شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فزون خواه، جاه پرست
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی