جانکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جانکن . [ ک َ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ روح و جان . (ناظم الاطباء). ◄ در حال نزع . کسی که جان دهد. محتضر. ◄ مجازاً، بسیار رنج برنده . رنج و تعب بسیار برنده : بیاد لعل او فرهاد جان کن کننده کوه را چون مرد کان کن . نظامی . کان کن لعل چون رسید بکان جان کنی را مدد رسید ز جان . نظامی .