جان پناه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ) (اِمر.)<BR>۱- پناه جان، محافظ جان.<BR>۲- موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند؛ پناهگاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ) (اِمر.) ۱- پناه جان، محافظ جان. ۲- موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند؛ پناهگاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان پناه . [ جام ْ پ َ ] (اِ مرکب ) پناه جان . محافظ جان . آنچه جان را نگاهدارد : گفت هین اکنون چه میخواهی بخواه گفت فرما باد را ای جان پناه . مولوی . ◄ (اصطلاح نظامی ) گودالی که هنگام تیراندازی در زمین کنند تا از آسیب گلوله ٔدشمن مصون باشند : ساخته پیش کید دیو لعین جان پناهی ز قلعه ٔ یاسین . دهخدا.
مترادف و متضاد واژهدان
پناهگاه، سنگر آلونک، کلبه، ماوا
فرهنگ طیفی واژهدان
حفاظ، سایهبان، سقف، بارانگیر، روکش، سرپناه، سپر خانه، خانه - مادی، چاردیواری
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی