جان پریان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان پریان . [ ن ِ پ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگوری باشد. (برهان ). کنایه از شراب : میکند جان جان پریان را جنون دل فراق جان آدم کرد خون (؟). (از بهار عجم ) (آنندراج ). از پیکر گاو آید در کالبد روح جان پریان کز تن خُم یافت رهایی . خاقانی .