جان فرستادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان فرستادن . [ ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) جان هدیه کردن . جان را فدا کردن : یک وام لبت نداده باشم آنگه که هزار جان فرستیم . خاقانی . بسوی آن پری قاصد نهان خواهم فرستادن صبا بسیار رفت این بار جان خواهم فرستادن . کاتبی نیشابوری (از ارمغان آصفی ).