جان سپاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان سپاری . [ س ِ ] (حامص مرکب ) عمل جان سپار. جان دهی . جان دادن . فداکاری : با اسوباران اردشیر کوخشش و کارزار و جانسپاریهای سخت کردند. (کارنامه ٔ اردشیر ص ١٩ س ١٠). ما از پی تو بجان سپاری با خصم خودت چراست یاری . نظامی . هر کس بمصاف در سواری مجنون بحساب جان سپاری . نظامی . بود بیماری شب جان سپاری زبیماری بتر بیمارداری . نظامی .