جان به سر شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بِ. سَ. شُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- سخت بی تاب شدن.<BR>۲- به حال مرگ افتادن.<br>واژه قبلی: جان بردنواژه بعدی: جان بوز