جان برد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان برد. [ جام ْ ب ُ ] (حامص مرکب ) سلامت و محفوظ ماندن . (آنندراج ). خلاص و رهائی انفرادی : بجان برد خود هر کسی گشته شاد کس از کشته ٔکس نیاورده یاد. نظامی . رجوع بجان بردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان برد. [ جام ْ ب ُ ] (حامص مرکب ) سلامت و محفوظ ماندن . (آنندراج ). خلاص و رهائی انفرادی : بجان برد خود هر کسی گشته شاد کس از کشته ٔکس نیاورده یاد. نظامی . رجوع بجان بردن شود.