جان بخشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان بخشیدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) جان دادن . زنده کردن . زنده ساختن : نفحه ای آمد شما را دید و رفت هر که را میخواست جان بخشید و رفت . مولوی . آنکه جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد هم ببخشاید چو مشتی استخوان بیند رمیم . سعدی .