جان احمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاه است در ٩ هزارگزی خاور سنقر و ٤ هزارگزی شمال ماران گاز واقع شده است . محلی است کوهستانی و سردسیر سکنه ٔ آن ٨٥ تن و آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوبات دیمی است و شغل اهالی زراعت، قالیچه و جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
جان احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارهان بخش قاین شهرستان بیرجند است در ٩٧ هزارگزی جنوب خاوری قاین، سرراه اتومبیل رو اسفدان به اسفج واقع شده و محلی است معتدل که در دامنه قرار دارد و سکنه ٔ آن ٢٥٧ تن است .زبان آنان فارسی و آب آن از قنات است . محصول آنجا غلات، شلغم، چغندر و شغل مردم زراعت و مالداری و راه آن اتومبیل رو می باشد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).