جان آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) جان هدیه کردن . جان تقدیم کردن : پیش یار آنها که جان آرند بیشک جان برند صدق پیش آور که اینجا هرچه آرند آن برند. کاتبی نیشابوری (از ارمغان آصفی ). ◄ بتنگ آوردن . عذاب و سختی دادن : بجان آوردن دوشینه منگر بجان بین کاوریدم دیده بر در. نظامی . جهان گرچه کارش بجان آورد نه ممکن که سر در جهان آورد. نظامی .