جامع عمروبن عاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جامع عمروبن عاص . [ م ِ ع ِ ع َم ْ رِ ن ِ ] (اِخ ) مسجد معروفی است در مصر. یاقوت حموی آرد: این مسجد در موضع مرتفع بی درخت و گیاهی که در تصرف قتیبةبن کلثوم تجیبی بود بنا شده است . چون عمروبن عاص پس ازفتح اسکندریه به فسطاط برگشت از قتیبةبن کلثوم خواست که خانه ٔ خود را مسجد کند قتیبة نیز آن را به مسلمانان داد و بسال ٢١ هَ .ق . بنای مسجد آغاز شد و هشتاد تن از بزرگان صحابه از جمله زبیربن عوام و مقدادبن اسود و عبادةبن صامت و ابوالدرداء و ابوذر غفاری ونظائر آنان در بناء آن شرکت داشتند. طول مسجد پنجاه ذراع و عرض آن سی ذراع است . گویند اندکی صاروج در آن بکار رفته بود تا در زمان ولیدبن عبدالملک که مساجد را تجدید بنا میکرد بدست قرةبن شریک بصورت کنونی بنا شد. سپس در سال ٥٣ مسلمةبن مخلد انصاری که از جانب معاویه به حکومت مصر رسید آن را وسعت داده و سفیدکاری و تزیین کرده و بر ابهت آن افزود و بسال ٩٣ قرةبن شریک عبسی حاکم مصر بدستور ولیدبن عبدالملک آن را ویران کرده و از نو بنا نهاد و در زیبایی آن کوشید وچون بسال ١٣٣ صالح بن علی بن عبداﷲبن عباس از جانب سفاح والی مصر شد بر وسعت آن بیفزود و گویند خانه ٔ زبیربن عوام را جزء مسجد کرد و باز بسال ١٧٥ چون موسی بن عیسی از جانب هارون الرشید حاکم مصر گشت آن را وسیعتر کرد و نیز عبداﷲبن ظاهربن حسین که بسال ٢١١ برای جنگ با خوارج به مصر رفت فرمود تا بر جانب غربی آن مقداری افزودند و همچنین بسال ٢٥٨ بدستور معتصم خلیفه ٔعباسی حاکم وقت ابوایوب احمدبن محمد مسجد را توسعه داد و بسال ٢٧٥ حریقی در جامع روی داد و خمارویه بن احمدبن طولون آن را تعمیر کرد و نام خود را بر بالای آن نوشت . و در سال ٣٣٦ ابوحفص عمر قاضی عباسی آن را توسعه داد و بسال ٣٥٧ محمدبن عبداﷲبن خازن رواقی بمقدار نه ذراع بر آن افزود و پیش از اتمام آن درگذشت و پسرش علی آن را تمام کرد. سپس بسال ٣٧٨ بدستور وزیر یعقوب یوسف بن کلس فواره ای به زیر قبه ٔ بیت المال افزود. سپس الحاکم کاشی های آن را برکند و سفید نمود. (ازمعجم البلدان ). این جامع در دوره ٔ خلفاء فاطمی بمنتهی درجه ٔ مجد و عظمت خود رسید. ناصرخسرو که بسال ٤٣٩آن را دیده چنین آرد: این مسجد بر روی چهار ستون ازمرمر قرار گرفته و دیوارهای محراب آن با لوحه ٔ مرمرسفید که بر روی آنها آیات قرآن مجید با خطی زیبا نوشته شده، پوشیده گردیده و چهار سمت آن را بازار فراگرفته است و ابواب آن در بازار باز میشود. این مسجد را تاج الجوامع و جامع عتیق نیز گویند و تنها محل عبادت و اقامه ٔ جمعه نیست بلکه تمام امور قضائی و سیاسی در آن انجام می یافت و محل اجتماعات علمی بود. بسال ٥٦٤ هَ .ق . فسطاط را از ترس استیلای صلیبیان بر آن آتش زدند و مدت ٥٤ روز در آتش میسوخت و در این حریق جامع عمرو نیز درهم فروریخت . سپس بنای آن تجدید گشت و تعمیرات فراوانی در آن شده و آخرین آن در دوره ٔ عثمانی و بسال ١٢١٢ هَ .ق . بدست امیر مرادبک بود. پس ازآن محمدعلی پاشا بسال ١٣٠٠ هَ .ق . اصلاحاتی در آن کرده و موقوفاتی برای آن قرار داد. از نظر باستان شناسی در این مسجد کاوشهائی شده و آثاری بدست آمده است . (از تاریخ المساجد الاثریه ص ٢٦ ببعد). و رجوع به معجم البلدان و تاریخ المساجد الاثریه صفحات مزبور شود.