جاریکون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاریکون . (اِ) بسباسه . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ص ١٠٦). بزباز. ظاهراً همان جارگون است . رجوع به جارگون شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاریکون . (اِ) بسباسه . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ص ١٠٦). بزباز. ظاهراً همان جارگون است . رجوع به جارگون شود.