جاروکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاروکش . [ ک َ/ ک ِ ] (نف مرکب ) رجوع به جاروب کش شود : چو خورشید جاروکش آن درم که جنت گلی بر سر کوی اوست . تأثیر (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی