جاروبکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاروب کش . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) کناس و فراش . (آنندراج ). آنکه جاروب کند. جاروب کننده . کسی که عمل وی جاروب کشیدن است . جاروکش : پیوسته دلم صاف ز گرد خط یار است جاروب کش خانه ٔ آئینه غبار است . ملاطاهر غنی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی