فرهنگ لغت

جارب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جارب . [ ] (اِخ ) یکی از شجاعان داود بود. (دوم سموئیل ٢٣:٣٨) (اول تواریخ ایام ١١:٤٠). و تل جارب تلی است در نزدیکی اورشلیم (ارمیا ٣١:٣٩) که بگمان ایوالدجلجثه و بگمان کاندر همان خرابه میباشد که بمسافت سه میل به شیلو مانده واقع است . (قاموس کتاب مقدس ).

معنی جارب | فرهنگ لغت