ثومة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثومة. [ ث ِ وَ م َ ] (ع اِ) درختی است بزرگ بی بار خوش بوی تر از آس و از آن مسواک سازند و آن در بثراء روید.
ثومة. [ م َ ] (اِخ ) ابن مخاشن . پدر قبیله ای است .
ثومة. [ م َ ] (ع اِ)یکی سیر. ◄ بند شمشیر. برازبان شمشیر.