ثوابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثوابة. [ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابن یونس . پدرآل ثوابة. (ابن الندیم ص ٧). رجوع به بنوثوابه شود.
ثوابة. [ ث َ ب َ ] (ع اِ) یک ثواب . ◄ یکی منج انگبین . یک نحل .
ثوابة.[ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابوالحسین از آل ثوابةبن یونس . او در قرن چهارم میزیست و با ابن الندیم مؤلف کتاب الفهرست معاصر بود. او راست : کتاب رسائل . (ابن الندیم ).