ثن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثن . [ ث َ ] (پسوند) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل : کناثن، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن، اسمیثن، انشمیثن، فرزامیثن، رامیثن، زامیثن، خشمیثن، اردخشمیثن، ارتخشمیثن، خمیثن و زندرامیثن، چه مزید مؤخر آنها (میثن ) صورتی از (میهن ) بمعنی جای باش است .
ثن . [ ث ِ ] (ع اِ) علف خشک بر هم افتاده و بسیار. ◄ حشیش خشک . ◄ خشکی گیاه . ◄ چوب سیاه .