ثمیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثمیلة. [ث َ ل َ ] (ع اِ) بقیه ٔ آب و طعام در شکم . ◄ آب اندک باقی مانده در تک حوض یا مشک . ◄ جای آب و طعام در شکم . ◄ باقی دانه و پست و خرما در خنور. ◄ باقی مانده ٔ هر چیز. ◄ خانه ای که در آن فرش و قماش باشد. ◄ مرغی است . ◄ دیوارمانندی که ازسنگ سازند تا آب را منع کند. ◄ آن طعام که پیش از نوشیدن شراب خورند. ◄ (مص ) آشامیدن شراب که پیش از آن طعامی نخورده باشند. ◄ (اِ) گل که از چاه برآرند. ج، ثمیل و ثمایل .