ثغب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثغب . [ ث َ غ َ ] (ع مص ) گداختن یخ . ◄ هلاک شدن و یا به این معنی تَغَب به تاء دو نقطه است .
ثغب . [ ث َ ] (ع مص ) نیزه زدن . ◄ ذبح کردن .
ثغب . [ ث َ ] (ع اِ) آب خوش که در کوهها در آبگیرها مانده باشد. ج، ثِغاب، اثغاب، ثُغبان، ثِغبان .