ثطع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثطع. [ ث َ/ ث َ طَ ] (ع مص ) آشکار کردن . ◄ ظاهر شدن . ◄ زکام گرفتن کسی را. مزکوم گردیدن . ثُطِعَ (مجهولاً)؛ مزکوم شد. ◄ حدث کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثطع. [ ث َ/ ث َ طَ ] (ع مص ) آشکار کردن . ◄ ظاهر شدن . ◄ زکام گرفتن کسی را. مزکوم گردیدن . ثُطِعَ (مجهولاً)؛ مزکوم شد. ◄ حدث کردن .