ثخین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ثَ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- ستبر، سخت.<BR>۲- محکم، استوار.<BR>۳- غلیظ.<BR>۴- حلیم، بردبار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ثَ) [ ع. ] (ص.) ۱- ستبر، سخت. ۲- محکم، استوار. ۳- غلیظ. ۴- حلیم، بردبار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثخین . [ ث َ ] (ع ص ) سطبر و سخت . ◄ محکم . ◄ غلیظ. ◄ حلیم . بارزانت . رزین . ◄ مردی ثخین السلاح ؛ مردی باسلاح و بعضی گفته اند یقال للاعزل الذی لاسلاح معه، اعزل ثخین، مرد بی سلاح . ◄ ثوب ثخین النسج ؛ جامه ٔ سطبرباف . ج، ثخن .