فرهنگ لغت

ثاوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ثاوی . (ع ص ) نعت از ثواء. ◄ فرودآینده . ◄ اقامت دراز کننده . ◄ مقیم : بیابانی است خالی از هر ثاوی و انیس و ویرانه ای است تهی از هر ساکن و جلیس . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٥٣).

معنی ثاوی | فرهنگ لغت