فرهنگ لغت

تیماری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تیماری .(حامص ) گرفتگی . اندوهگینی . مقابل شادی : همه رنجی و تیماری سرآید ز تخم صابری شادی برآید. (ویس و رامین ).

تیماری . (ص نسبی ) هر کس از جانب دولت به توجه اطفال یتیم و بی کس و اعانت مردمان عاجز باشد آن را تیماری گویند یا تیمارخوار. (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی تیماری | فرهنگ لغت