تیزقلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزقلم . [ ق َ ل َ ] (ص مرکب ) جلدنویس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : عرفی همه لافی به دعا تیزقلم شو بشتاب که میدان بشود تنگ قلم را. ؟ (آنندراج ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزقلم . [ ق َ ل َ ] (ص مرکب ) جلدنویس . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : عرفی همه لافی به دعا تیزقلم شو بشتاب که میدان بشود تنگ قلم را. ؟ (آنندراج ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.