تیزشوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزشوق . [ ش َ / ش ُ ] (ص مرکب ) گرم در میل و اشتیاق به چیزی . (ناظم الاطباء) : تیزشوقان ره کعبه، پی راحت خود پای از دیده کنند و به مغیلان بخشند. ظهوری (از آنندراج ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزشوق . [ ش َ / ش ُ ] (ص مرکب ) گرم در میل و اشتیاق به چیزی . (ناظم الاطباء) : تیزشوقان ره کعبه، پی راحت خود پای از دیده کنند و به مغیلان بخشند. ظهوری (از آنندراج ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.