تیرگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) همان تیرساز بدون اضافت ... (آنندراج ). سازنده ٔ تیر. (ناظم الاطباء). تیرساز. آنکه تیر سازد. براء. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سهام . نابل . نبال . (دهار). نشاب . (منتهی الارب ) : ز هجر تیر گر خواهد جدا افتاد جان از من که گزگز می جهد پیوسته آن ابروکمان از من . سیفی (از آنندراج ). رجوع به تیرساز شود. ◄ در بیت ذیل از خسرو و شیرین نظامی به معنی تیرانداز و صیاد هدف یاب بیشتر نزدیک است : چو چشم تیرگر جاسوس گشتم به دکان کمانگر برگذشتم . نظامی (خسرو و شیرین چ وحید ص ١٠٠).